نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
انسانكده

انسانكده
آخرين ها

سلام

از اين به بعد با اين وبلاگ با من باشيد

www.ensankade.blogfa.com

www.virgool.blogfa.com

ممنونم

 

با چند تا کار جديد در خدمتم هر چند ...

(1)

کشيدمش

به شکل تو

تا سيب بشود

از رنگی قشنگ

 

(2)

افتاده بود

هزار چشم در هزار کاسه

بيهوده مثل آن که

کسی بخواهد بيايد

من هنوز هم

به ماه شک دارم

که کاسه ای آب بريزم

تا تو بيايی

 

(3)

تو

يک «نه»ی بزرگی

وقتی می خواهم

شهر بگويم

 

(4)

گم شده بودی

توی همان دفتری

                که سوخت

از اين گردنه که نگاه می کنم

پيدايی

      توی همان دهليزی

                 که رفته بودی

بخواب؛

گربه ای که ديد

     مرا از ياد خواهد برد.

 

(5)

می ترسم ؛عاشقت که شدم

دوباره بيفتم

توی هزار پنجره ،

توی دز

که نه تو می دانسته باشی ام

نه پدرهايم

تا سر از برف در بياورم

از گرما؛

می خواهم از تو بگويم

از انجيل

که روی سينه ات ...

          پريد

  تا توی دز

    که نه به کرخه رسيده

                     بيابمت؛

چه سودی دارد

اين نامه های خيسيده ی چسپيده به دز،

تو توی همين شعر

من می شوی

که پشت همين سد

هزار پرنده

از هزار دفتر آمده اند

که بيابمت

عاشقت که شدم      توی دز.

پيام هاي ديگران        link        دوشنبه، 28 شهریور، 1384 -